X
تبلیغات
دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز
جمع خودمونی بچه های دانشکده کشاورزی دانشگاه تبریز
 تغذیه

انرژي

ميزان قوت و قدرتي که کودک از خوردن غذا به دست مي آورد انرژي نام دارد . تمام غذاهايي که او مي خورد ، به بدنش انرژي مي رساند. مواد غذايي مختلف داراي ميزان انرژي متفاوتي هستند. براي کودکان کم اشتها بهتر است ، از مواد غذايي استفاده شود که ميزان انرژي در حجم معين آنها نسبت به مواد غذايي ديگر بيشتر باشد. به اين معني که مقدار کمي از آنها انرژي بيشتري داشته باشد.

پروتئين

از غذا به بدن کودک مي رسد و رشد او را تأمين مي کند . کودک هر روز و در طول روز چند مرتبه بايستي غذايي بخورد که حاوي پروتئين باشد تا بدن او دچار کمبود نشود نياز به پروتئين در سنين متفاوت تغيير مي کند . در ابتداي کودکي نياز به پروتئين براساس واحد بدن کودک ، بيشتر است ولي چون حجم بدن او کم است ، ميزان کمي پروتئين نياز او را تامين مي کند . با بالا رفتن سن ، نياز کودک بر اساس واحد بدنش کمتر شده ولي بدليل افزايش حجم بدن کودک ميزان کل مورد نياز افزايش مي يابد.

جدول زير خلاصه اي از نيازهاي کودک به پروتئين و انرژي است.

پروتئين مورد نياز در روز

کالري مورد نياز در روز

سن

16 گرم

1300 کالري

1 تا 3 سال

24 گرم

1800 کالري

4 تا 6 سال

28 گرم

2000 کالري

7 تا 10 سال

مواد معدني و ويتامين ها

مواد معدني و ويتامينها براي رشد و تکامل مطلوب کودک لازم هستند . دريافت ناکافي آنها به رشد آسيب مي رساند و بيماري هاي ناشي از کمبود آنها بروز مي کند . در کودکي که کم اشتهاست بايد از مواد غذايي استفاده شود که در کمترين حجم داراي بيشترين ميزان املاح و ويتامين باشند تا رشد کودک با توجه به حجم کم معده او تأمين شود.

براي يک کودک کم غذا املاح و ويتامين هاي زير اهميت به سزايي دارد.

1. آهن (fe)

کودکان 1 تا 3 ساله در معرض خطر کم خوني هستند . آنها آهن نياز دارند تا خون سازي در بدنشان به خوبي صورت گيرد. از اينرو بايد غذاهايي مصرف کنند که داراي آهن زياد و قابل جذب باشد. مصرف قطره آهن به تامين بهتر محتواي آهن بدن آنها کمک مي کند. اگر دچار کم خوني شوند يادگيري کودک و توانايي کودک کاهش مي يابد. بهترين منابع آهن براي کودک ، گوشتها و جگراست که تامين کننده عنصر روي ( zn )مورد نياز آنها نيز مي باشد .

2. کلسيم(ca)

کودکان براي رشد کامل استخواني به کلسيم نياز دارند. نياز آنها بر اساس واحد بدنشان چند برابر بزرگسالان است . لبنيات بهترين منبع کلسيم و تأمين کننده خوب پروتئين است . کودکي که کم اشتها است بهتر است از ماستهاي چکيده، شيرهاي غني شده و بستني تهيه شده باشير سالم تغذيه کند.

3. ويتامين B ، از ويتامينهايي است که در نبود آن رشد مختل مي شود. براي افزايش اشتهاي کودکان بهتر است منابع غذايي حاوي ويتامين B مثل سبوس غلات ، آردهاي کامل ، جوانه ، ماء الشعير ، گوشتها و جگر به کودک داده شود و استفاده از مکمل ويتامين B هم مي تواند مفيد باشد.

برنامه غذايي کودک

در اين مرحله شما با استفاده از اطلاعاتي که از رشد و نيازهاي او بدست مي آوريد يک برنامه غذايي مناسب برايش تعيين مي کنيد. در اين بخش 2 برنامه غذايي براي 2 گروه سني کودکان آمده است ، شما مي توانيد از آن استفاده کنيد ، با ميزانهايي که اکنون کودک شما دريافت مي کند مقايسه کنيد و تغييرات لازم را انجام دهيد.

برنامه غذايي يک کودک 2 تا 3 ساله

صبحانه ( نان و پنير و گردو) نان 30 تا 40 گرم ( يک تا يک و نيم کف دست نان سنگک که داراي سبوس است ) + 15 تا 25 گرم پنير+ يک عدد مغز گردو+ در صورت تمايل چاي شيرين.

ساعت 10: نصف ليوان شير و 1 عدد بيسکويت با آرد کامل+ 1 عدد ميوه ( يا نصف ليوان کمپوت ميوه که خود مادرتهيه کرده باشد )

ناهار:( چلوگوشت) 5 تا 10 قاشق غذاخوري برنج+ 30 تا 60 گرم گوشت گوسفند کاملاً پخته و له شده + نصف ليوان ماست چکيده + 1 کاسه سالاد کاملا ريز شده و مخلوط با سس مايونز ( آخر غذا)

عصرانه: 1 عدد ميوه ( يا نصف ليوان آب ميوه) + 1 عدد خيار+ يک قاشق سوپخوري مغزهاي بادام، گردو و فندق.

شام: ( خوراک مرغ) يک کف دست نان+ خوراک مرغ داراي 30 تا 60 گرم ( 3 تا 4 تکه کوچک) گوشت مرغ و سبزيجات کاملاً پخته به فرمي که کودک دوست دارد. + ماست يک دوم ليوان.

قبل از خواب: نصف ليوان شير

برنامه غذايي يک کودک 4 تا 6 سال:

صبحانه: ( خامه و عسل) نان 1 کف دست نان با آرد کامل+ 2 قاشق سوپخوري خامه + 2 قاشق مرباخوري عسل

ساعت 10: 1 ليوان شير+ يک عدد شيريني کوچک يا 2 عد بيسکويت سبوس دار+ يک دوم ليوان آب ميوه (يا يک عدد ميوه متوسط)

نهار: ( پلو و مرغ) 5 تا 10 قاشق برنج+ 60 تا 90 گرم گوشت مرغ ( نصف يک ران درشت) + 1 کاسه ماست حاوي 1 ليوان ماست.

عصرانه: سبزيجات کاملاً شسته و پوست گرفته مثل هويج، خيار، کاهو که بهترين منبع ويتامينهاي مورد نياز کودک هستند.

شام: ( پيتزا) 2 برش متوسط که براي پخت آن 100 گرم گوشت چرخ کرده و سرخ کرده و سبزيجات و 100 گرم پنير پيتزا بکار رفته باشد+ 1 کاسه سالاد کاملاً ريز شده و باب ميل کودک.

قبل از خواب: يک عدد ميوه و نصف ليوان شير

مي دانيد مواد غذايي بسيار متنوع اند. شما با آشنايي کلي به ميزانهاي داده شده مي توانيد مواد غذايي ديگر را جاي مواد غذايي گفته شده جانشين کنيد که بدان روش جانشيني گويند .

مثلاً هر 5 قاشق برنج برابر يک کف دست نان است . نان مصرفي بهتر است سنگک باشد.

هر 30 تا 60 گرم گوشت برابر 1 عدد تخم مرغ و برابر 4 تا 5 قاشق حبوبات پخته است.

توصيه هاي لازم براي کودکان کم اشتها:

در صورتي که رشد کودک کم اشتها ، کمتر از استانداردهاي ذکر شده باشد ويا رشد او متوقف شده، با مشورت پزشک يا متخصص تغذيه از:

* کپسول يا شربت هاي مولتي ويتامين و B کمپلکس استفاده کنيد.

* از مکمل آهن استفاده کنيد.

* از پودر تخم مرغ ، پودر شير خشک اضافه شده به شير و پودرهاي پروتئين تجاري استفاده کنيد.

* از کمپوت ميوه هاي تغليظ شده استفاده کنيد.

توصيه هاي عمومي براي کودکان کم اشتها :

- محيط رواني مناسب و شرايط مطلوبي را براي غذا خوردن کودک فراهم کنيد. در آرامش کامل ، با صبر و حوصله و بدون اصرار و تهديد به او غذا دهيد. در کنار ديگر افراد خانواده در محل معين صرف کردن غذا به او غذا دهيد. از غذا دادن به کودک مقابل تلويزيون و زماني که حواسش پرت است اجتناب کنيد و سعي کنيد با صحبت کردن با کودک و تعريف داستانهاي جذاب ، انگيزه او را براي خوردن غذا افزون کنيد.

- در عوض غذا خوردن ، به او وعده بازي کردن ، پارک بردن، به حرفهايش گوش کردن يا فيلم نگاه کردن بدهيد نه وعده شيريني، شکلات و خوراکي هاي غير مفيد.

- غذا را به فرمي تهيه کنيد که مورد پسند کودک است . مثلاً اگر غذا به فرم پيتزا دوست دارد، با استفاده از يک تکه نان و کمي پنير پيتزا همان مواد غذايي را به فرم پيتزا به او بخورانيد. علايق او را درطعم ، حرارت، رنگ و فرم غذا در نظر بگيريد.

- رفتار شما مادر و پدر عزيز، مهمترين تاثيررا براي کودکتان دارد واگر شما رفتار غلطي داريد نمي توانيد از او انتظار داشته باشد که اين کار را انجام ندهد. پس با رفتار درست خود ، به صورت عملي به او آموزش دهيد.

- کودک را در فعاليت هاي خريد مواد غذايي و تهيه کردن غذا دخالت دهيد. اگر چه کمي زحمتتان زياد مي شود ولي اين کار چند حسن دارد. اول اين که او از زحمت تهيه غذا آگاه مي شود. وضمنا شما مي توانيد در حين کمک کردن او راجع به خواص مواد غذايي و اينکه براي غذا در بدن چه اتفاقي مي افتد و چه فايده اي براي بدن دارد صحبت کنيد. به اين ترتيب او تمايل بيشتري براي خوردن غذا پيدا خواهد کرد.

در بين وعده هاي غذايي ، ميان وعده هاي مفيد به او بدهيد. مغزهاي بادام ، فندق ، گردو ، کشمش و... آب ميوه و کمپوت ميوه ، شير غني شده با چند قاشق شير خشک ، ماست چکيده ، شيريني هاي تهيه شده با آرد کامل يا با ميوه ها، يک لقمه نان و پنير و ديگر مواد غذايي غني از ويتامين و پروتئين . فائده يک ميان وعده مفيد اين است که علاوه بر فراهم آوردن انرژي و مواد غذايي مورد نياز براي رشد کودک که به سرعت در بدن تمام مي شوند ، بدليل کوچک بودن حجم معده کودک به تقسيم غذا در طول روز کمک مي کند و مادر يا پدر در يک وعده اصرار نمي کند که کودک بيشتر از ظرفيتش غذا بخورد.

- مي توانيد سبوس گندم تهيه کنيد و در حين پخت غذا به برنج او بيافزاييد تا ويتامين B موجود در آن به افزايش اشتهاي کودک کمک کند . جوانه گندم نيز از منابع غني B است که مي توانيد آن را درسالاد ريز کنيد و به کودک بدهيد.

- مطمئن باشيد که کودک راجع به غذاي خاصي ذهنيت بد ندارد ( مثلا با ديدن ماکاراني رشته اي به ياد کرم نمي افتد) و اگر چنين تصور غلطي دارد ، فرم غذا را عوض کنيد يا آن غذا را ديگر به کودک ندهيد.

- کودک را به فعاليت هاي جمعي و بازي با همسالانش تشويق کنيد.


منبع: ایران هیلرز دات کام
|+| نوشته شده توسط مهندس در پنجشنبه بیست و هفتم بهمن 1390  |
 راه نجات از تیغ ماهی با زیتون

خیلی ها خوردن ماهی را دوست دارند  اما از گیر کردن  تیغ ماهی 
 
در گلو می ترسند  اگر خدای ناکرده تیغ گیر کرد  چند  حبه زیتون  در
 
ظرفی بریزید و با یک لیوان آب چند دقیقه بجوشانید بعد آب راصاف کرده
 
و کم کم آب را بخورید  (قاشق قاشق)  چند دقیقه بعد احساس راحتی
 
خواهید کرد
  
یک آزمایش کوچک بکنید چند حبه زیتون بجوشانید و در آبش چند تا تیغ 
 
ماهی بگذارید چند دقیقه بعد تیغها نرم خواهد شد مثل ماکارونی

|+| نوشته شده توسط سام در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390  |
 آيا شيطان وجود دارد ؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد ؟


آيا شيطان وجود دارد ؟ آیا خدا شیطان را خلق کرد ؟
استاد دانشگاه با اين سوال ها شاگردانش را به چالش ذهني کشاند...آيا خدا هر چيزي که وجود دارد را خلق کرد ؟
شاگردي با قاطعيت پاسخ داد: "بله او خلق کرد"استاد پرسيد: "آيا خدا همه چيز را خلق کرد؟
شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"
استاد گفت: "اگر خدا همه چيز را خلق کرد, پس او شيطان را نيز خلق کرد. چون شيطان
نيز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما  نمايانگر ماست , خدا نيز شيطان است"
شاگرد آرام نشست و پاسخي نداد. استاد با رضايت از خودش خيال کرد بار ديگر توانست
ثابت کند که عقيده به خدا، افسانه و خرافه اي بيش نيست.شاگرد ديگري دستش را بلند کرد و گفت: "استاد ميتوانم از شما سوالي بپرسم؟"استاد پاسخ داد: "البته"شاگرد ايستاد و پرسيد: "استاد, سرما وجود دارد؟"استاد پاسخ داد: "اين چه سوالي است البته که وجود دارد. آيا تا کنون حسش نکرده اي؟ "
شاگردان به سوال مرد جوان خنديدند.مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فيزيک چيزي که ما از آن
به سرما ياد مي کنيم در حقيقت نبودن گرماست. هر موجود يا شي را ميتوان مطالعه و
آزمايش کرد وقتيکه انرژي داشته باشد يا آنرا انتقال دهد. و گرما چيزي است که باعث
ميشود بدن يا هر شي انرژي را انتقال دهد يا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (منفی 460درجه فارنهایت) نبود
کامل گرماست. تمام مواد در اين درجه بدون حيات و بازده ميشوند. سرما وجود ندارد.اين کلمه را بشر براي اينکه از نبودن گرما توصيفي داشته باشد خلق کرد."شاگرد ادامه داد: "استاد تاريکي وجود دارد؟"استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کرديد آقا! تاريکي هم وجود ندارد. تاريکي در حقيقت نبودن
نور است. نور چيزي است که ميتوان آنرا مطالعه و آزمايش کرد. اما تاريکي را نميتوان.در واقع با استفاده از قانون نيوتن ميتوان نور را به رنگهاي مختلف شکست و طول موج
هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمي توانيد تاريکي را اندازه بگيريد. يک
پرتو بسيار کوچک نور دنيايي از تاريکي را مي شکند و آنرا روشن مي سازد. شما چطور مي
توانيد تعيين کنيد که يک فضاي به خصوص چه ميزان تاريکي دارد؟ تنها کاري که مي کنيد
اين است که ميزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگيريد. درست است؟ تاريکي واژه اي
است که بشر براي توصيف زماني که نور وجود ندارد بکار ببرد."در آخر مرد جوان از استاد پرسيد: "آقا, شيطان وجود دارد؟"استاد زياد مطمئن نبود.  پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر
روز مي بينيم. او هر روز در مثال هايي از رفتارهاي غير انساني بشر به همنوع خود
ديده ميشود. او در جنايتها و خشونت هاي بي شماري که در سراسر دنيا اتفاق مي افتد
وجود دارد. اينها نمايانگر هيچ چيزي به جز شيطان نيست."و آن شاگرد پاسخ داد: " شيطان وجود ندارد آقا. يا حداقل در نوع خود وجود ندارد.شيطان را به سادگي ميتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاريکي و سرما. کلمه اي که بشر
خلق کرد تا توصيفي از نبود خدا داشته باشد. خدا شيطان را خلق نکرد. شيطان نتيجه آن
چيزي است که وقتي بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبيند. مثل سرما که وقتي اثري
از گرما نيست خود به خود مي آيد و تاريکي که در نبود نور مي آيد.نام آن مرد جوان: آلبرت انيشتن!!!  بود

|+| نوشته شده توسط سام در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390  |
 
چقدر داشتن خدا خوب است . و من سپاسگزارم از خدایی که خویش را به من داد تا با یادش همیشه آرام باشم.ای خدایم من سپاسگزارم از آغوش گرمت چه شیرین است زمانی که تمام دنیا به من پشت کرده اند و تو در انتهای این جاده با آغوشی باز ایستاده ای تا من دوان دوان به تو پناه آورم

 


 

|+| نوشته شده توسط مهدیش در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390  |
 فال حافظ

خیز و در کاسه ی زر آب طربناک انداز............ پیشتر زانکه شود کاسه ی سر، خاک انداز............. عاقبت منزل ما وادی خاموشانست........... حالیا غلغله در گنبد افلاک انداز( صابا کشاورزین قاباندا کل چک... لی لی لی لی ).......... چشم آلوده نظر از رخ جانان دورست................ بر رخ او نظر از آینه ی پاک انداز ( جان اییییییییییییییی جان ... دییر آینادان باخ ).......... به سر سبز تو ای سرو ( هااااااااااااااااااااااا؟ کوفت ! با حافظ بودم ) که گر خاک شوم............... ناز از سر بنه و سایه بر این خاک، انداز............. دل ما را که ز مار سر زلف تو بخست............. از لب خود به شفاخانه ی تریاک انداز(معتاد دییییییییییییییییییییییییییییییییی(........... ملک این مزرعه دانی که ثباتی ندهد................ آتشی از جگر جام در املاک انداز........... غسل در اشک زدم کاهل طریقت گویند.......... پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز( آللاه ریضاسی چوووووخ پاحدی .. اونا گوره )......... یا رب آن زاهد خودبین(منیم سوزومی حسابا قویموسان کی ........ دئمه دیم خودخواهدی .... گه... حافیظ ده دییر دا )که بجز عیب ندید........... دود آهیش در آیینه ی ادراک انداز........... چون گل از نکهت او جامه قبا کن حافظ............ وین قبا در ره ان قامت چالاک انداز ( یالان دییر ها ! سوزونه باخما )...........

|+| نوشته شده توسط مهندس در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390  |
 ...

نویسنده : انی کاظمی

ما اگر به سادگی تسلیم شدیم تنها به این دلیل بود

 که خود را در برابر اسلام و در حمایت از نظام فساد ، ظلم و فریبکاری ساسانی - اشراف و موبدان -

 میدیدیم نمی خواستیم راه را بر داعیان نجات و مساوات ببندیم

 و مدافع نظامی باشیم که خود قربانی آن بشمار میرفتیم

 و اکنون که اسلام جز ماسکی فریبنده برچهره ی اشرافیت و فریب و ستمکاری شما اجنبیان نیست

و آنچه مطرح است نزاد پرستی و تفاخر قومی و قدرت طلبی های قبایلی و ملی و خانوادگی ست

و تجلیل از عنصر عرب و ترک و تحقیر ایرانی

 و نفی تاریخ و فرهنگ و اصالت ملی در قبال سیطره ی امپریالیستی بیگانه ،

 بنابراصل مقابله به مثل که قرآن خود بدان فرمان می دهد (فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم )

 باید نشان داد که عرب و ترک منهای اسلام جز بدویت و وحشیگری نیست

 و ایرانیان ، نه موالی حقیر و ذلیل ، که باید به بردگی شما درآیند تا تربیت شوند

 و هدایت و آشنا با تمدن و حکمت و انسانیت ، که آقایان تاریخ بوده اند

 و بازیگران سربلند و لایق قدرت و مدنیت و رهبری ...

کی ؟؟؟ همانوقت که شما برای دزدی به روی هم شمشیر می کشیدید

 و برای شتر لبوس که در صحرای چراگاه یکی از قبایل تان چند بوته خار چریده بود ،

 چهل سال باهم می جنگیدید و همانوقت که رستم پهلوان ایرانی ،

بزرگترین قهرمانان و پیشوایان شما را مثل یک بز بزدل ، به زمین میزد

 و مفاخر تاریخی تان در زیر دست و پای او و امثال او دست و پا میزدند

 و مثل مرغ پرپرزنان و زجه کشان جان میدادند !!!

اشرافیت قریش ؟؟؟ اگر اشرافیت ملاک ارزش است ،

اشرافیت شما جز شترچرانان گدا و دزدی که در جاهلیت و فقر صحرا هارت و پورتی داشتند

 و سلاطین شکوهمند و افسانه یتان چون ملوک حیره ، جز نوکران حلقه به گوش اشرافیت ما هیچ نبودند .

زمان درچنین عصری که ترک زدگی و عرب زدگی به قیمت حقارت و ذلت و بندگی سیاسی

و معنوی و ملی ما بیداد میکرد ، مسئولیتی را که بردوش یک روشنفکر متعهد خویش می نهاد ،

احیای روح ملیت ، تجدید وحدت و پیوستگی با تاریخ

و تاکید بر اصالت و ارزشهای سازنده و افتخارات ملی بود ،

 تا ملتی که با خود بیگانه و نسبت به خود بی ایمان شده است به خود آید

و ایمان به خویش را در برابر بیگانه پرستی و تسلیم پذیری و خو کردن به ذلت بازیابد .

در چنین شرایطی و ضرورتی و مسئولیتی پیداست که تا چه اندازه بزرگمرد دلاوری

که با گذشته ی ملت خویش آشناست از توطئه ی فریب مذهبی دستگاه امپراتوری بدویان

 و قلدری و قساوت وحشیان غزنوی رنج می برد و دلش از آن همه دروغ و تحقیر و اسارت خون است .

 وی از ارزشهای انسانی و ضداشرافی و ضد قومی اسلام که فقط توجیحی برای بی ریشه ای

و پستی و رذالت موروثی خویش میسازند و از حقیقت اسلام و دعوت پیامبر

 که اکنون برای این خسروان جدید بی تبار و موبدان جدید بی ایمان و اشراف جدید بی پدر و مادر

 و بی شرف - حتی شرف طبقاتی و خانوادگی - میکوشد تا در چهره ی خاندان معصوم محمد

 و سیمای محکوم و مظلوم علی دفاع کند، شورانگیز است

که با طبیعت و استعداد و نبوغ و روحیه اش سازگار بوده است !!!

این است که کار فردوسی اینچنین صدا کرد و اثر گذاشت

و گرنه بسیارند شاعرانی که در تاریخ ما چون او نخواستند همچون امیر معزی و انوری و عنصری

و سوزنی سمرقندی و فرخی سیستانی هنرشان را درخدمت دربار و دستگاه قدرت و اشرافیت بگذارند

 و ستایشگر خاقان ها و خان ها و شاه - شیخ ابواسحاق ها باشند و از نقره دیگدان بزنند

 و از طلا آلات خوان بسازند و {خواستند } شعر را زبان شعور و شرف و ایمان خود و مردم خود کنند ،

 اما کار او در بعد فرهنگی مبارزه با قدرت و کار ناصرخسرو و در بعد فکری

و اعتقادی { ایدئولوزیک} - و از آنرو که هم با ضرورت زمان و نیاز مردم سازگار بود

 و هم با استعداد روحی و فکری و هنری شخص خودشان هماهنگ

 این همه ، هم ارزشمند شد و هم اثربخش !!!

 برگرفته از با مخاطبهای آشنا اثر دکتر علی شریعتی

علی آشکار ترین حقیقت و مترقی ترین مکتبی است که در شکل یک موجود انسانی تجسم یافته است ، واقعیتی بر گونه اساطیر و انسانی است که هست از آنگونه که باید باشند و نیست - از دکتر علی شریعتی
|+| نوشته شده توسط مهدیش در چهارشنبه نوزدهم بهمن 1390  |
 

ساده می گویم عزیزم دل بریدن ساده نیست
چشمهای مهربانت را ندیدن ساده نیست
از زمان رفتنت خورشید را گم کرده ام
ناله های ابر را هر شب شنیدن ساده نیست


تـــو ، چـه می فهمی
!
حــال و روز کسی را که
،
دیگر هــــیـــــچ نگاهی

دلــش را نمی لرزانـد ...!

 


هَـــر روز بـَــر روی دِلـــمــ مــی نــویســمــ

 " عـــاشقــی تـــا اطــلاع ثـــانــوی ممنـــــوع "

 بــِـه رویـــای بـــا تـــو بـــودن کِـــه مــی رســـمــ

...

دیگــــر بـــار

 دِلــــَمــ مــی لـــَـرزَد.

 


به نیوتن بگویید:

 هر عملی را عکس العملی نیست!

 اگر بود...

 این همه عاشقانه های من

 بی جواب نمی ماند!!!.


. از آشیانه ات بیرون نیا

 پرنده ی کوچک!

 _دلم_

این روزها

 قفس هایی می سازند

 بسیار بزرگ

 درست به رنگ آبی آسمان!!!.


. حیف

اگر زمستان برود!

گرما

بهانه ام

برای خزیدن به آغوشت را خواهد گرفت

روزها می گذرند

!!


-بی من و تو

بی ازدحام حتی

بوسه ای

سرما در عریانی ثانیه ها

سوت می کشد

و من و تو

همچنان مرددیم!!!


خدا گفت صدا بزن مرا

تا اجابت کنم تو را

و من

باتمام وسعت خود

دعا شدم

شاید تو

مستجاب شوی ناگهان...!!!.


. گفتی که

ما به درد هم نمی خوریم...

اما هرگز نفهمیدی...

من

تو را برای دردهایم نمی خواستم...!!!


نه اینکه

به مسافرتی دور بروی

یا برای خرید یا حتی برای آوردن

چیزی بروی

من

پلک هم که میزنی

دلم برای تو تنگ میشود!!!


هرشب
رویایت می آید،می نشیند
زیر بالشم
چشمهای به سجده نشسته ام
از بس آبیاری کرده
تو را
سبز سبز
پربار شده
گلهای روی بالشم
و تو
هم قد تمام لحظه هایم
اما
طعم شیرینت را
نچشیده ام هنوز
در بیداری!!!!


از این چشم بسته پرسه زدن های بیهوده

کنار سایه های شب

که هر لحظه قامتم را درازتر می کشند

خسته شده ام

انگار افسردگی ام خوب شده

اما

دیوانه شده ام!!!


لطفا مرا نبوس...!

شوری اشک هایم

نمک گیرت می کند...!!!

تو رفته ای!

پنجره ها را گشوده ام

هوای تو که بیرون نمی رود...!!!

 

|+| نوشته شده توسط مهدیش در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390  |
 

نمی دانم چرا امشب واژه هایم خیس شده اند... مثل آسمانی که امشب می بارد.... و اینک باران... بر لبه ی پنجره ی احساسم می نشیند... و چشمانم را نوازش می دهد.... تا شاید از لحظه های دلتنگی گذر کنم...


شبی غروب می كنم كنار چشمهای تو ، وبی گناه می روم به دار چشمهای تو ... من از تمام عاشقی به این بسنده می كنم ، كه یك دقیقه سر كنم كنار چشمهای تو


برای کشف اقیانوسهای جدید باید شهامت ترک ساحل آرام خود را داشته باشید.این جهان، جهان تغییر است نه تقدیر

 


زندگی كن و بگذار هر ممكنی پیش بیاید. بخوان،پایكوبی كن، فریاد بزن،گریه كن، بخند، عشق بورز، مكاشفه كن،بپیوند، تنها بمان. به بازار شو و گاه دركوهسار بیتوته كن. زندگی كوتاه است،آنرا سرشار بگذران تا آنجا كه می توانی. و تلاش نكن كه در برابر این نیاز مقاومت كنی

 


سالهاست که تنهام. نمیتونم کسی را دوست داشته باشم.جدایی غم دیرینه من است. دل تمنا میکند تا من بسازم خانه ای- عاشقان کی خانه دارند دل، مگر دیوانه ای؟؟؟؟؟؟؟؟

 


گذشت زمان بر آن ها که منتظر می مانند بسیار کند،بر آن ها که می هراسند بسیار تند، بر آن ها که زانوی غم در بغل می گیرند بسیار طولانی و بر آن ها که به سرخوشی می گذرانند بسیار کوتاه است اما، بر آن ها که عشق می ورزند ،زمان را آغاز و پایانی نیست


 

|+| نوشته شده توسط مهدیش در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390  |
 

نویسنده : انی کاظمی

وقتی دیگر نبود
وقتی که دیگر نبود
من به بودنش نیازمند شدم
وقتی که دیگر رفت
من به انتظار آمدنش نشستم
وقتی که دیگر نمی‌توانست مرا دوست بدارد
من او را دوست داشتم
وقتی که او تمام کرد
من شروع کردم
وقتی که او تمام شد
من آغاز کردم
چه سخت است تنها متولد شدن
مثل تنها زندگی کردن است
مثل تنها مردن
دکتر علی شریعتی

همواره روحی مهاجر باش به سوی مبدا! به سوی آنجا که بتوانی انسان تر باش و از آنچه که هستی و هستند فاصله بگیری! این رسالت دائمی توست. - از دکتر علی شریعتی

هرچه بیشتر بدانی کمتر می ترسی غلبه بر ترس یعنی آزادی
|+| نوشته شده توسط مهدیش در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390  |
 تنهایی و مردم...

نویسنده : انی کاظمی

.

از تنهایی به میان مردم می گریزم
و
از مردم به تنهایی پناه می برم.
.

دکتر شریعتی

می خواستم زندگی کنم راهم را بستند ستایش کردم گفتند خرافات است عاشق شدم گفتند دروغ است گریستم گفتند بهانه است دنیا را نگه دارید می خواهم پیاده شوم - از دکتر علی شریعتی

حرف های اصیل ،حرف هایی نیستند که برای «شنیدن»زده می شوند ،حرفهایی هستند که برای «زدن»زده می شوند.

هر لحظه حرفی در ما زاده میشود-هر لحظه دردی سر بر میدارد-و هر لحظه نیازی از اعماق مجهول روح پنهان و رنجور ما جوش میکند-اینها بر سینه میریزند و راه فراری نمی یابند-مگر این قفس کوچک استخوانی گنجایشش چه اندازه است.

|+| نوشته شده توسط مهدیش در چهارشنبه دوازدهم بهمن 1390  |
 
 
بالا

mouse code

كد ماوس